«نبود رابطه ای بین ادراک و منطقی بودن تثلیث»
از جمله مشکالتی که غیر مسیحیان و حتی خود مسیحیان ، گریبانگیر آن هستند ، غیر قابل هضم بودن آموزه ی تثلیث در نزد بنی آدم یا بهتر است بگوییم در نزد قوه ی تخیل بنی آدم میباشد. اصولا برای درک یک موضوع در ابتدا تصویری از همان موضوع در ذهنمان مجسم میکنیم و مشکل در اینجا رخ میدهد که انسان قادر به تجسم تثلیث در ذهن نیست.
حقیقت این است که تثلیث بواقع قابل تجسم در ذهن و قوه ی تخیلمان نمیباشد چرا که تثلیث خداست و خدا نیز غیر قابل درک. آگوستین قدیس اظهار میدارد که «چنانچه خدایی را در ذهنت مجسم نمودی ، بدان که آن خدا بتی است که خود ساخته ای و نه خدای حقیقی». با این حال بسیاری در اینجا راه خطا را بر میگزینند و تصور میکنند که غیر قابل درک بودن تثلیث دال بر غیر منطقی بودن یا بقول اسلام گرایان «ضد عقل» بودن آن است که مسلما چنین نیست.
«عدم درک صرفا دال بر غیر منطقی بودن نیست»
اصولا ادراک یک موضوع دخلی در منطقی بودن آن ندارد. برای اثبات این گزاره میتوانیم از یک مثال نقض (Counter Example) (در برابر گزاره ی نقیض آن)سود جوییم که همانا «ازلیت و ابدیت» (eternity) میباشد.
خلاصه ی کلام این است که:
1. ازلیت هست.
2. ازلیت منطقی است.
3. ازلیت غیر قابل درک است.
پیرامون دو گزاره ی نخست میتوان چنین استدلال کرد که اگر کیهان ازلی باشد (آتئیسم ، متریالیسم و ...) پس ازلیت هست و اگر نباشد پس آفریننده ای قائم بذات و ازلی دارد(تئیسم[1]) پس باز هم ازلیت هست.
میبینم ازلیست در هر صورت میبایست باشد و منطقی نیز هست ولی قوه ی تخیل انسان از تجسم زندگی ای بدون شروع انجام عاجز است. در زبان ساده قادر به درک ازلیت نیستیم. چنانچه در دانشنامه ی فلسفه ی استندفورد Standford Encyclopedia of Philosophy ذیل مدخل Eternity میخوانیم:
ما فهمی کامل از ازلیت نداریم و نمی توانیم داشته باشیم.
در نتیجه عدم توان تصور یک موضوع چون تثلیث یا ازلیت نمیتواند فرنودی بر غیر منطنقی بودن آن باشد.
«مشکل از کجاست؟!»
با این وجود ، چرا نمیتوانیم تثلیث را درک کنیم؟ به دلیلی که پیشتر نیز ذکر شد:
1. تثلیث خداست.(بر اساس تئولوژی مسیحی)
2. خدا غیر قابل درک است. (چرا که متعال و خارج از ابعاد ماست)
3. تثلیث غیر قابل درک است. ( از طریق Transitive property یا syllogism )
با زبانی دیگر تثلیث چنین بیان میشود که ذات یکتای الهی دارای تشخص های متعددیست. حال چنانچه بخواهیم تثلیث در تصور کنیم میبایست ابتدا ذات اقدس الهی را به تصویر بکشیم! آیا میتوانیم؟ مسلما خیر!
زيرا چنانكه آسمان از زمين بلندتر است همچنان طريقهاي من از طريقهاي شما و افكار من از افكار شما بلندتر ميباشد.
اشعیا 9:55
«مثال و تصویری برای تثلیث؟»
به هیج وجه!
برای تثلیث مثال و تصویری مطرح ننمایید. بجرأت میتوان گفت که تقریبا در اکثر مقالات مسیحی ایرانی مثالی برای تثلیث ذکر شده که اشتباه محض است. تثلیث بیان گر خود خدا و ذات و اشخاص اقدس وی میباشد حال آیا شما برای این خدا مثال و مانند و تصویری دارید؟ مسیحیت به همران دیگر ادیان پاسخ میدهد: «خیر» پس منطقا برای تثلیث نیز مثالی نخواهیم داشت.
دوستان دقت کنند که مثال هایی چون مثال آب و مثلث و خانواده و ... همه و همه از اساس نادرست و بی ربط به تثلیث اند.
مسیحیان مجبور نیستند که مثالی برای تثلیث مطرح نمایند و صرفا پاسخ به خرده های منطقی کافیست و بقول مسلمانان لاغیر!
آیا مسیحیان در مباحث از پیروان دیگر ادیان درخواست کرده اند که مثالی از خدایشان بزنند؟ بواقع که این درخواست چه درخواست ابلهانه ای خواهد بود.
پس خدا را به كه تشبيه ميكنيد وكدام شبه را با او برابر ميتوانيد كرد؟
اشعیا 18:40
زیرنویس:
[1] میبایست ذکر شود که برخی از تئیست ها از جمله پورسینا به ازلی بودن جهان نیز باور داشتند.
