تبليغاتX
تثلیث - FAQ - تثلیث
http://grzl7a.bay.livefilestore.com/y1pApn4y2p61YaVbftiuewjZpWpMP39IvNgxHqV1vgA39EIjHP5MC38pwkSeLqgYWs2kRYXoOLl30xy4zW3Zax7aNXTLiKIpcFQ/FAQ.jpg

پاسخ به سوالات و شبهاتی پیرامون تثلیث


بازگشت به صفحه ی اصلی


سوالات و شبهات خود را در بخش نظرات وبلاگ به صورت خصوص بفرستید.
سوال به همراه پاسختان در این صفحه قرار داده خواهند شد.


چنانچه سوال به صورت خصوصی فرستاده نشود ، صرفا یک "نظر" محسوب خواهد شد و پاسخی نیز دریافت نخواهد کرد.

 

N5
سوال/نقد:
 اما زمانی که همه مطیع وی شده باشند خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همه چیز را مطیع وی گردانید تا آنکه خدا کل در کل باشد (اول قرنتیان 15 : 28)

ممنون می شم اگر برداشتت رو از این آیه بر طبق تعلیم تثلیث به من بگی و به چند سوال من جواب بدی :

خدا کی از حالت کل در کل خارج شد ؟
چرا خدا باید از حالت کل در کل خارج شده باشد ؟
اصلا کل در کل بودن خدا به چه معنی است ؟

پاسخ:درود بر شما؛

بدیهی است که آیه ی فوق، به پسر به عنوان واسطه ، کاهن و مسح شده ی ما اشاره دارد که نجات یافتگان را به همراه خویتش، به الوهیت مطلق خواهد سپرد.

پرسش:
خدا کی از حالت کل در کل خارج شد ؟
چنانچه منظور شما از "کل در کل" حضور خدا باشد که خدا پیوسته حاضر بوده (منظر از حظور مطلق، حظور قدرت مطلق و علم مطلق وی از و در همه چیز میباشد)
ولی گویا پولس رسول منظوری بس فراتر از حظور مطلق خدا بر اساس قدرت و علم او دارد و بنظر میرسد که به حظور ذاتی یا "وجود" وی در همه چیز اعتراف مینماید.
که مشخص است که در این باب خدا اکنون کل در کل نیست. (یعنی در ماده و کل بشر و ...، الوهیتی ""وجود"" ندارد)

پرسش:
چرا خدا باید از حالت کل در کل خارج شده باشد ؟
پاسخ:
تغییر در خدا به انجام نخواهد رسید. یعنی وی خارج و وارد و ... نخواهد شد و بلکه تغیر صرفا درماست (ما وارد و خارج خواهیم شد) و بخاطر روابط ذهنی logical relation آن را به خدا نسبت میدهیم. (در این باره در مباحثه ی مان توضیحی خواهیم داد). برای مثال خدا نفرت نمی ورزد (چرا که به قول یوحنا: خدا محبت است) بلکه این بشر است که خود را از فیض و محبت خدا بدور نگه میدارد و از طریق روابط ذهنی این بدور نگه داشتن را به خدا نسبت می دهیم و میگوییم "خدا عصبانی شد".

پرسش:
اصلا کل در کل بودن خدا به چه معنی است ؟
پاسخ:
به پاسخ سوال نسختتان رجوع بفرمایید.


 

N4
سوال/نقد: در باور من خدا نمی تواند سه شخصیت داشته باشد بلکه می تواند 3 عنوان داشته باشد مثلا یک مرد هم می تواند پدر فرزند خود باشد وهم شوهر برای همسرو هم برادر برای خواهر خود که در تمامی حالات ما فقط یـــــــــــــــــک مرد را می بینیم با 3 عنوان همینطور خدا به عنوان پدر خالق به عنوان پسر نجات دهنده و به عنوان روح القدس ساکن در ما.

پاسخ: باور شما صرفا به خود شما مربوط است و دخلی در تعالیم کتاب مقدس و منطق ندارد. در کتاب مقدس ، پدر پسر و روح القدس نه سه عنوان خدا ، بلکه سه شخص مجزا از یک خدا میباشند:
عیسی پس از تعمید، فورأ از آب بیرون آمد. آنگاه آسمان گشوده شد و او روح خدا را دید که مانند کبوتری نازل شده به سوی او می آید. و صدائی از آسمان شنیده شد که می گفت:« این است پسر عزیز من که از او خشنودم.»(متی 16:3)
از این فراز بدیهی است که پسر ، پدر و روح القدس درسه وجود مجزا و در روابطی شخصی موجود اند که دال بر جدا بودن این سه در تشخص است و «سه عنوانه بودن یک شخص خدا» را نیز رد میکند. از نگر منطقی نیز خرده ای بر سه شخصه بودن خدای واحد نمیتواند وارد باشد.




N3
 سوال/نقد: من در کل کتاب مقدس کلمه تثلیث را پیدا نکردم نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید ، اگر آیاتی را که در این رابطه می باشند را به من نشان دهی از شما خیلی ممنون می شوم .

پاسخ:  کلمه ی تثلیث برای اولین بار توسط ترتولیان و تئوفیلوس استفاده شده است و از این روی این کلمه  در کانن یافت نمیشود. "وجود خدای یگانه در سه شخص پدر پسر و روح القدس " از آموزه های بنیادین کتاب مقدس  میباشد که در قرن دوم میلادی در یک کلمه  و اسم "تثلیث" خلاصه شد. از این جهت است که نبود نام و اسم "تثلیث" تا پیش از قرن دوم ، فرنودی بر عدم وجود این آموزه در نزد اجتماع های مسیحی پیش از قرن دوم نیست ، به همان گونه که نبود نام "دایناسور" تا پیش از سال 1842 فرنودی بر عدم وجود دایناسور ها (و اکتشافات آنها) تا پیش از این سال نیست!

پیرامون آیات کتاب مقدس که اشاره ای به داکترین تثلیث و کثرت در وحدت محسوب میشوند، میتوان به فراز متی ۲۸ : ۱۹ ، دیباچه ی انجیل یوحنا ، رساله ی فیلیپیان 2: 1-6 ، اشعیا 48: 12-16 ، و ... اشاره نمود. البته میبایست دقت شود که روی همرفته ، تعلیم تثلیث  به صورت غیر سیستماتیک در کتاب مقدس مطرح گشته است (و توسط پدران کلیسا  به شکلی فلسفی فرمول بندی شد) ، از آنجایی که در کتاب مقدس: (1)خداوند خدا یگانه است (تثنیه 6:4) (2) پدر تشخصی از این خدای یگانه است(یوحنا ۲۷:۶) (3) پسر تشخصی از این خدای یگانه است(عبرانیان 8:1) (4) روح القدس تشخصی از این خدای یگانه است (دوم قرنتیان 17:3) (5) یکی بودن این سه شخص در ذات است(فیلیپیان 6:2)



N2
سوال/نقد:  [در مقاله ی  نبود هیچگونه رابطه بین ادراک و منطقی بودن تثلیث. ,ادعا کرده اید که خدا غیر قابل درک است] برادر عزیز شما اشتباه می کنید اگرماهیت  ذات خدا قابل درک نیست اما یکی بودن آن قابل درک واستدلال است . اگر یکی بودن قابل استدلال است سه تا بودن هم باید قابل بیان باشد . اسلام گرایان اگر انتقادی دارند این است که تثلیث نه تنها  قابل اثبات نیست  بلکه قابل نقض است 

پاسخ: با عرض درود. خرده ی تان رابطه ای به نوشتار مد نظر ندارد و خودتان نیز به غیر قابل درک بودن خدا اعتراف نموده اید. اما پیرامون پدافندیتان از یکتایی ذات خدا میبایست عرض شود ، که آنچیزی که در ادراکتان جای میگیرد ، «صرفا یکتایی است و نه ذات(الهی)» که مسیحیت نیز خود بر یکتا بودن ذات الهی صحه نهاده است. آنچیزی که عیان و منطقیست عدم توان درک ذات  ، و طبعا مسائل درون ذاتی خدا (و به همین ترتیب تثلیث) میباشند که سخن مقاله ی مربوطه بود و مورد تایید ادیان ابراهیمی Abrahamic religions و پنتئیسم  Pantheism شرقی نیز میباشد. البته نباید فرموش شود که طبق استدلالتمان در مقاله ی مطرح شده ، غیر قابل درک بودن مسائل درون ذاتی خدا(در مسیحیت:تثلیث) دالی بر غیر منطقی بودن آن نخواهند بود.

همچنین دچار مغالطه ی حمله به مرد پوشالین  straw man fallacy شده اید. مسیحیت سه بودن ذات خدا را "کفر" محسوب میکند. آنچه که سه میباشد کانون های شخصی hypostasis درون ذاتی خدایند که هیچ گونه نقضی با منطق دارا نیستند. البته جای تکراری نیست که مدعا صرفا فرنودی بر هیچ بر آیندی نخواهد بود چرا که میبایست به یک استدلال متوسل گردد که مال شما نیست!



N1
سوال/نقد: [در مقاله ی  اعتراض 1= 3 نیست ، مغلطه ی پهلوان پنبه است! , تثلیث با کتاب مقایسه شده]
مقایسه خدا با کتاب و صفحات آن فوق العاده عجیب است . اگر کتاب می تواند صفحات داشته باشد . برا ی این است که محدود است . دارای ابعاد است . تفکیک پذیر است .

پاسخ: درود بر شما. در مقاله ی مد نظر تثلیث با کتاب مقایسه نشده است بلکه مجزا بودن یونیت های تثلیث و مجزا بودن یونیت های کتاب در قیاس بکار گرفته شده اند و چنانچه ورق=کتاب نیست شخص=ذات نیست. در این مثال ابعاد کتاب ، محدود بودن آن و ... مد نظر نبوده و تنها به شرح موضوعی منطقی پیرامون اجتماع نقیض و یونیت ها  پرداخته ایم. دقت کنید که تثلیث همچون کتاب ، در بخش های مختلف تقسیم نمیگردند بلکه هر کدام از اشخاص تثلیث خود عین ذات خدایند و نه بخشی از آن. این مسئله نه مد نظر مقاله میباشد و نه مد نظر مثال و  در پیکی دیگر تشریح داده خواهد شد.

اجتماع نقیض [موضوعی که مد نگر مقاله و مثال میباشد] زمانی رخ میدهد که یک گزاره باشد و در عین حال نباشد و این محال است. بدین ترتیب 1 بودن ذات و 3 بودن ذات اجتماع نقیض است و بهمین ترتیب 1 بودن تشخص و 3 بودن تشخص. دقت کنید که این دو موضوع جایی در تثلیث ندارند. تثلیث چنین تبیین میشود که خدا در یک ذات و سه شخص پیوسته «هست». و از آنجایی که یک ذات و سه شخص دو گزاره پیرامون دو موضوع مختلف میباشند پس تضاد آنها اجتماع نقیض محسوب نمیگردد. این مقاله توصیه میشود. با تشکر از توجهتان.