تبليغاتX
تثلیث - نتیجه گیری - مارکو
"...تو را بر میخها لگد زدن دشوار است"(اع 14:26)

با توجه به مطالعه دقیق که از وبلاگ taslis.blogfa داشتیم، متوجه شدیم که جناب ف اطلاعات کاملی نسبت به آموزه تثلیث دارند، پس وقتی از من برای مباحثه دعوت کردند، با جان و دل پذیرفتیم. چون ایشان در جمع سه گانه انگاران احاطه کاملی نسبت به آموزه تثلیث دارند.
خلاصه ای از آنچه در راندها گذشت...
1. در ابتدا جناب ف با ذکر عبرانیان 3:1 که در آن پسر به عنوان خالق یاد شده ، سعی بر این داشت تا بدینوسیله ثابت کند پسر در ذات الهی خود شخص جدای از پدر می باشد. متاسفانه ایشان شخصی هستند که در کلام دنبال جواب نیستند بلکه از کتاب های گوناگون برای پاسخ استفاده می کنند و ما نیز به او نشان دادیم که پسر از دست راست تخت نشین کتاب را تحویل گرفت. تخت نشینی که از دید کلام پدر نامیده شده و خالق نیز هست. (مکا 11:4، 7:5) و با توجه به اینکه جناب ف به تشخص ذات انسانی و الهی پسر اعتقادی ندارند، سعی کردیم که با ذکر این آیات به او اثبات کنیم که تخت نشین یا همان پدر به عنوان یگانه خالق، نام برده شده ، آن هم با ضمیر مفرد "تو". این مسئله می توانست کمک کند تا ایشان متوجه شوند که پسر در ذات الهی خود همان پدر است و معمای عبرانیان 3:1 برای ایشان گشوده شود و در همان راندهای اول مباحثه تمام شود. جناب ف که نمی توانست قبول کند که به این سادگی دارد شکست می خورد، سریع تغییر موضع دادند و گفتند این پسر و یا بره که در دست راست تخت نشین ایستاده مسیح در بعد شافی است. فکر نمی کنم که در حالت عادی ایشان چنین اعترافی می کردند. چون تمام تثلیثیان معمولا برای اثبات جدایی پدر و پسر ، از این آیات استفاده می کنند. و اعلام کردند که تنها تخت نشینی که از دید ما در یک بدن روحانی بر تخت نشسته ، همان پسر در بعد الهی است. و در راندهای بعدی برای اینکه برای خوانندگان مسئله را دشوار کنند، ایشان فرمودند که نشیننده بر تخت یک ذات است. ما نیز برای اینکه فریب ایشان برای همگان آشکار شود از او سوال کردیم آیا پسری که در سمت راست ایستاده، از پسر در تخت کتاب را تحویل گرفت؟ و ایشان پاسخ دادند که پسر هم می تواند بر تخت باشد و هم در دست راست و هم همه جا، که البته این مسئله باعث می شود که ما با دو پسر سرکار داشته باشیم، یک پسر بر تخت و یک پسر در دست راست. و حاضر به این نبودند که نشیننده بر تخت همان پدر است. پس ما مجبور شدیم مکاشفه 7:21 را نقل کنیم که تخت نشین به پیروزمندان می گوید "پسر". و جناب ف که میدید در یک بن بست گیر کرده، از سخن من که در رابطه با نشان دادن رابطه پدری خدا در عهد عتیق نقل کرده بودم ، سوء استفاده کردند. از نظر من دلیل این سوء استفاده این بود که خواننده را به این سمت سوق دهد که با او در این قسمت همراه هستم. باز قبول نکردند که تخت نشین پدر است و گفتند این رابطه پسر با قومش مثل یک رئیس جمهور می باشد که به قومش می گوید فرزندان من. دوباره مجبور شدیم از مکاشفه 21:3 آیه ای بیاوریم تا نشان دهیم که تخت نشین همان پدر است و کسی که در دست راست ایستاده و یا نشسته ، پسر می باشد. بعد از این پاسخ ما جناب ف دیگر پاسخی در این رابطه به ما ندادند. ولی متاسفانه به قدری ایشان شلوغ کاری کردند که نمی دانم چند نفر پی بردند که چرا بحث تخت نشین شروع شد. خواننده عزیز، جناب ف می دانست که اگر مسئله پدر بودن تخت نشین را بپذیرد، فرنودی که از عبرانیان 3:1 داشتند فرو می ریخت. به هر حال باید به او تبریک گفت، چون با تمام توان سعی کرد از بدعت تثلیث دفاع کند و نکته جالب این بود که حتی حاضر شدند بپذیرند که پسر در سمت راست از پسر در تخت کتاب را تحویل گرفت. و با این تفسیر جناب ف فکر نمی کنم که کس دیگر بتواند به jesus only ایراد بگیرد. چون یکی از انتقاد هایی که از جناح تثلیثیان به آنها می شود این است که می گویند چگونه می شود که اگر مسیح با پدر یک شخص هستند ، پس پسر به چه کسی دعا می کرد؟ متاسفانه با این تفسیری که جناب ف دادند، نشان دادند که منطق jesus only را پذیرفتند. و وارد همان دایره شدند.
2. قسمت بعدی این مباحثه که فکر می کنم یکی از قسمت های داغ این بحث بود، آیه 6 از کتاب اشعیا 9 بود که در این آیه از پسر به عنوان خدای قدیر و پدر ابدی یاد شد. خوب جناب ف می دانست این آیه برای او و تثلیثیان دیگر چه دردسری می تواند ایجاد به همین جهت سعی کردند که بگویند ترجمه پدر ابدی صحیح نیست و بهتر است بگوییم پدر ازلیت. وقتی ما برای او از ترجمه های معتبر نقل قول کردیم و به او یادآور شدیم که مترجمان این ترجمه ها این آیه را پدر ابدی ترجمه کردند. ایشان بدون داشتن دانش زبان عبری و یونانی ترجمه های جدید و معتبر کتاب مقدس را زیر سوال بردند و فرمودند ترجمه های جدید سلیقه ترجمه های قدیمی را ندارد. در حالی که هر کارشناس زبان می داند که ترجمه های جدید با ظرافت بیشتری انجام می شود، چون حاصل کار گروهی است. مجبور شدیم 2 نکته را برای جناب ف گوشزد کنیم ، 1. اینکه اکثر ترجمه ها درباره ترجمه پدر ابدی اجماع دارند 2. اینکه ایشان در سطح نظر دهی در اینباره نیستند. و در دو راند، به او اشاره کردیم که حتی اگر ترجمه پدر ازلیت را بپذیریم، مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد چون در اینصورت پسر در جایگاه منشاء خواهد بود که این در تضاد با آموزه تثلیث است. که جناب ف در هیچکدام از راندها به این مسئله پاسخ ندادند.
3. آیات دیگری که جناب ف برای اثبات جدایی پدر و پسر استفاده کردند، یوحنا 1:1تا3 بود که در این آیات ایشان تاکید داشتند که گوینده (پدر) با کلام (پسر) یک شخص نیستند. که ما مجبور شدیم آیه 10 از یوحنا 14 را ذکر کنیم، آنجایی که مسیح گفت"سخنهایی که من به شما می گویم از خود نمی گویم(ذات انسانی) لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می کند" و به جناب ف گفتیم اگر پدر و پسر در ذات الهی 2 شخص باشند، پس باید در مسیح 2 کلام باشد که ایشان پاسخ مستقیمی به این آیه هیچ وقت ندادند و فقط به صورت کلی پاسخ می دادند. تقریبا در راندهای آخر ایشان برای پرهیز از پاسخ و برای اینکه متهم به بی پاسخی نشود از این روش استفاده می کردند.
4. بعد وقتی که ایشان دیدند نمی توانند پاسخ دهند، ما را به عدم درک تثلیث متهم کردند و فرمودند که دید ما درباره تثلیث، انسان انگارانه است و ایشان اشتباه بعدی خودشان را در همین توضیحات انجام دادند و گفتند ما سه خود آگاه نداریم، بلکه یک خود آگاه و آیه ای که تقریبا در اکثر راندها استفاده می کردیم و جناب ف از پاسخ به آن طفره می رفت را دوباره تکرار کردیم و گفتیم اگر 3 خود آگاه نداریم، پس پسر و روح القدس باید از زمان بازگشت مسیح با خبر می بودند. ولی به او اشاره کردیم که کلام گفته که پدر می داند و بس و چون جناب ف نمی توانست بازی اشعیا 6:9 را تکرار کند ، اعتراف کردند که تفسیر این آیه دشوار است و از سیاق فلسفی تاریخی برای این آیه استفاده کردند!!! که من نیز برای هوشیاری ایمانداران کولوسیان 8:2 را ذکر کردم.
5. جناب ف تائید کردند که ذات خدا مفرد است و سپس گفتند در این ذات مفرد پدر و پسر و روح القدس حضور دارند و ما نیز در جواب ایشان گفتیم که اگر ذات مفرد باشد نمی تواند تکثر پذیر باشد و فقط می تواند در خود صفات گوناگون داشته باشد. که ایشان در این قسمت نیز پاسخ مستقیمی به ما ندادند. خوانندگان عزیز باید توجه داشته باشید که اگر توانستیم این اعترافات را از زبان جناب ف بیرون کشیم، برای این بود که سوال کردیم چرا صحبتی از تخت روح القدس در کلام نیست و ایشان مجبور شدند بگویند که روح القدس چون یهوه است پس بر همان یگانه تخت نشسته است. یعنی همان تختی که یک نشیننده دارد. که این اعتراف برای ما جالب بود. چون بر روی تختی که یک نشیننده وجود دارد بر طبق اعتراف جناب ف روح القدس و پسر نشسته اند. برای اینکه ثابت کنیم که 3 شخص الهی وجود ندارند متذکر شدیم که خدا در ذات خود روح است و با توجه به اینکه کتاب مقدس می گوید که یک روح بیشتر وجود ندارد (اف 4:4) پس نمی تواند 3 شخص ابدی وجود داشته باشد که جناب ف به این مسئله نیز پاسخ مستقیم ندادند و نیز اشاره کردیم که اگر روح القدس و پسر بر روی یک تخت نشسته اند، پس چه اشکال دارد که پدر هم بر همان تخت نشسته باشد و درک نکردیم که چرا جناب ف در راندهای اول اینقدر بر سر این مسئله با ما جنگ داشت که این خود نشان دهنده عدم انسجام آموزه تثلیث است.
به اندازه کافی فکر می کنم که خوانندگان توانسته باشند مسائل را درک کرده باشند.
دعای ما این است که خدا به خوانندگان روح کشف عطا نماید، به دلیل اینکه جناب ف از نظر ما قوانین را دور زدند و به صورت لینک یکسری دلایل جدید آوردند، تا 24 ساعت آینده یک لینک به این نتیجه گیری در جهت تکمیل این پاسخ ها به پایین این متن اضافه خواهد شد که در آن به ضعف های جناب ف در این مباحثه بیشتر پرداخته می شود.==> لینک ادامه مباحثه ... :arrow: