تبليغاتX
تثلیث - نتیجه گیری - فیلیپ
    اي‌ فرزندان، اين‌ ساعت‌ آخر است‌ و چنانكه‌ شنيده‌ايد كه‌ دجّال‌ مي‌آيد، الحال‌ هم‌ دجّالان‌ بسيار ظاهر شده‌اند و از اين‌ مي‌دانيم‌ كه‌ ساعتِ آخر است‌. از ما بيرون‌ شدند، لكن‌ از ما نبودند، زيرا اگر از ما مي‌بودند با ما مي‌ماندند؛ لكن‌ بيرون‌ رفتند تا ظاهر شود كه‌ همه‌ ايشان‌ از ما نيستند. و امّا شما از آن‌ قدّوس‌، مسح‌ را يافته‌ايد و هرچيز را مي‌دانيد. (1یوحنا 2: 18-20)

رسولان خداوندمان در عهد جدید، کاری کرده اند کارستان و هنری به خرج داده اند که هیچ هنرمند زبر دستی چنین هنر آفرینی نمی کند. این بزرگواران آنچنان روشن و مستدل به نگارش حق و کوبیدن کذب پرداخته اند تا گواه به "یک ایمان" (افسسیان 5:4) باشند که همانا ایمان راستین به خدای راستین و الاهیات راستین است.

ما در این مناظره سه استدلال بر چهار اساس و ستون هویدای الاهیاتی کتاب مقدس بنا نمودیم که همانا پدر-پسر بودن خدا ، آموزه ی کلمه و محبت خدا میباشند که هم اکنون به بازپخش خلاصه وار آن ها (و پاسخ های جناب جناب مارکو) خواهیم پرداخت:

برهان نخست بر پایه ی پدر-پسر بودن خدا در جهت اثبات تمایز خدای پدر و خدای پسر:
    1. پسر، جاودانیست. (چرا که آفریننده است پس پیش از آفرینش = پیش از شروع زمان ، موجود بوده کولسیان 1: 13 و 16 ، عبرانیان 1: 2)
    2. پسر، در رابطه (relation) با پدر، معنا میدهد.
    3. پسر نمی تواند پدر خویشتن باشد.
    پس:
    * پدر و پسر، به طور جاودانی، متمایزند
.
(برای شرح مفصل تک تک گزاره ها به پست نخست از راند اول رجوع کنید: http://taslis.blogfa.com/page/dis3.aspx )

جناب مارکو، با تمامی گزاره های فوق جز گزاره ی نخست (و مشخصا نتیجه گیری) موافق بودند. توجیه بی اساس ایشان این بود که آفریده شدن همه چیز توسط پسر به وجود او پیش از آفرینش نمی انجامد. چرا که هنگامی که میگوییم پسر همه چیر را آفرید ، منظورمان پسر در ذات الهیش (= پدر) میباشد.
در پاسخ عرض کردیم که در تعالیم کذاب اینان (که حال میتوانند مودالیست بخوانندشان یا هر چه که تمایل دارند!) پسر اصلا ذات الهی ندارد. (و صرفا یک خصیه و صفت انسانی مسیح است که در نگر اینان هم در ذات و هم در تشخص از ذات الهی مجزاست) اگر پسر ذات الهی داشت و پدر هم در ذات الهی بود پس بدون شک رابطه ی پدرانه-فرزندانه در خود ذات الهی وجود دارد و میدانیم که رابطه به تمایز آن دو (پدر-پسر) می انجامد.
و این نخستین اثبات ، بر حقیقت قدوس تمایز پدر و پسر بود.

برهان دوم بر پایه ی صدور کلمه در خدا در جهت اثبات تمایز خدای پدر و خدای پسر:
    1. در ذات خدا صدور کلمه وجود دارد (یوحنا 1:1 -3)
    2. کلمه ی صادر شده ، میبایست صادر کننده ای (متکلمی) داشته باشد. (بر اساس فعل صدور که بدون فاعل محال است)
    3. صادر کننده (متکلم) و صادر شده(کلام) در رابطه میباشند.
    4. رابطه به تمایز می انجامد.
    پس:
    صادر کننده (متکلم=پدر) و صادر شده (کلام=پسر) متمایز اند.
(برای شرح این استدلال به پست نخست راند 4 رجوع کنید: http://taslis.blogfa.com/page/dis10.aspx )
در پاسخ عرض کردند که تمایز کلمه و متکلم تمایز شخصی نیست.
برای بنده بسیار جالب بود که جناب مارکو با این سخن، در واقع تمایز را پذیرفته و سراغ کفیت و ماهیت این تمایز رفته اند که این موضوع هدف بنده از این مناظره را به حد کمالش میرساند.
البته نشان هم دادیم که تمایز کلمه و متکلم شخصیست (دقت کنید که این تشخص با تشخص بشری اشتباه گرفته نشود):
استدلال کردیم که: تشخص های خدا بر اساس روابط اویند ، و تمایز کلمه و متکلم در خدا بر اساس روابط اند، پس تمایز کلمه و متکلم شخصیست.
سپس فرمودند که کلمه در انسان ها با متکلم تفاوتی ندارد و از آنجایی که انسان در تصویر خدا آفریده شده پس تمایز کلمه و متکلم در خدا هم شخصی نیست. (دقت کنید که بازهم ، تمرکز بر کیفیت و چگونگی تمایز است و نه خود تمایز!)
در زبان ساده بگوییم که جناب مارکو خدایشان را در تصویر خودشان آفریده اند و با علم کردن پیدایش 26:1 هر چیز مربوط به انسان را به خدا نسبت خواهند داد.
ما در جوابشان عرض کردیم که قیاس کلمه در خدا و انسان، سفسطه ی قیاس مع الفارق است. (برای مثال کلمه در خدا شخص است و در انسان نیست یا کلمه در انسان بر اساس موج صوتی یا نرون ها و سیگنال های الکتروشیمی است و در خدا چنین نیست پس نمیتوان این دو را در یک قیاس قرار داد)
سپس فرمودند که کلام ازلیست ولی صدورش ازلی نیست. عرض کردیم که این سخن بیمعناست چرا که تازمانی که تکلمی (=صدوری) وجود نداشته باشد کلامی هم نمیتواند وجود داشته باشد (همانطور که مولود بدون تولد بی معناست)
سپس موضعشان را بکل تغییر دادند و گفتند که منظور از کلمه همان حکمت است ( لوگوس افلاطونیان) از آنجایی که این یک ادعای جدید است ، بنده (بر اساس قوانین) اجازه ی پاسخ گویی به آن، در بخش نتیجه گیری را ندارم. پاسخ این مدعای سست را در این مقاله از وبلاگ تثلیث داده ایم: http://taslis.blogfa.com/page/logos.aspx
و این دومین اثبات کتاب مقدس، بر تمایز الوهی پدر(متکلم) و پسر(کلام) میباشد.


برهان سوم بر پایه ی محبت خدا در جهت اثبات تمایز خدای پدر و خدای پسر:
    1. در ذات خدا، از ازل، شخصی دیگری را محبت می نماید. (یوحنا 17: 24)
    2. این اشخاص متمایز اند. (بر اساس گزاره ی 1)
    3. این اشخاص پدر و پسر میباشند. (یوحنا 17: 24)
    پس:
    * پدر و پسر متمایز اند.
(برای شرح این استدلال به پست نخست راند 6 رجوع کنید: http://taslis.blogfa.com/page/dis14.aspx )
جناب مارکو عرض کردند که در کتاب مقدس، خدا بشر(همچون ارمیا، یعقوب و ...) را هم پیش از آفرینش دوست داشته ولی بشر پیش از افرینش وجودی نداشته پس استدلال ما وارد نیست.
باز هم از آنجایی که بنده اجازه ی شرحی تازه در نتیجه گیری را ندارم، پاسخ این ادعای کاذب را به طور مفصل در این لینک داده ام: http://taslis.blogfa.com/page/love.aspx


و اما جناب مارکو، چه دلایلی برای دفاع از الاهیاتشان داده اند؟
در نگر بنده، بزرگترین نقط ضعف این دوست بزرگوارم، در همین موضوع بوده. ایشان حتی یک استدلال کتاب مقدسی-منطقی برای اثبات ادعاهایشان مطرح نکرده و صرفا به یک سری آیه ی پراکنده و گلچنین شده از این ور و آن ور کتاب مقدس بسنده کردند.
ایشان، همانطور که انتظار میرفت، به عبارت پدر ازلیت در فراز اشعیا 6:9 پناه بردند. در پاسخ نشانشان دادیم که اگر این عبارت پدر ازلی باشد (انطور که باب میلشان بود) میتواند این رابطه ی پدرانه در رابطه با بشر باشد پس این موضوع خدشه ای به الاهیات راستین کتابمقدس، وارد نخواهد ساخت. با این وجود با توسل به اسنادی چون تارگوم یوناتان(قرن 2)، والگیت لاتین(قرن 5) و ربی یوسه ی جلیلی (Jose the Galilean) (قرن 2) به احتمال قریب به یقین، اشعیا عبارت پدر ازلیت را بکار برده و نه پدر ازلی که در این صورت رابطه ی پدرانه ی پسر در این فراز، بکل نفی میشود.
دیگر تلاش بی ثمر ایشان، استفاده از آیات توحیدی بود.
عرض کردیم که توحید کتاب مقدسی، اساس داکترین تثلیث است و جز آن کتاب مقدس، به کتابی سه خدایی تبدیل میگشت و نه تثلیثی.

درخواست ما از خواننده ی فرزانه این است، تا با توجه به مستند بودن ادعاهای هر دو طرف ، قدرت استدلال طرفین، منطقی-کتاب مقدسی بودن ادعاهای طرفین و در آخر حقانیت هر کدام از شرکت کنندگان این مناظره، نیکو ترین قضاوت را کرده تا حقیقت را بیابید و چنانچه خداوندمان مسیح فرمود، این حقیقت، به تحقیق، آزادتان خواهد ساخت. (یوحنا ۸ : ۳۲)

زيرا قلب‌ اين‌ قوم‌ سنگين‌ شده‌ و به‌ گوشها به‌ سنگيني‌ شنيده‌اند و چشمان‌ خود را بر هم‌ نهاده‌اند، مبادا به‌ چشمها ببينند و به‌ گوشها بشنوند و به‌ دلها بفهمند و بازگشت‌ كنند و من‌ ايشان‌ را شفا دهم‌."
ليكن‌ خوشابحال‌ چشمان‌ شما زيرا كه‌ مي‌بينند و گوشهاي‌ شما زيرا كه‌ مي‌شنوند (متی 13: 15-16 )



هر که گوش شنوا دارد، بشوند!