راند 4 - فیلیپ
درودی دگر بر شما؛
در این پست نیز، چون پست های
پیشین، در ابتدا استدلال جدیدی در جهت اثبات "مجزا بودن جاودانی پدر و
پسر" مطرح کرده، و سپس به بررسی مطالب جناب مارکو خواهیم پرداخت.
برهان رابطه ی صدور کلمه در خدا:
1. در خدا صدوری وجود دارد. (بر اساس: کلمه بودن خدا)
2. این صدور جاودانیست. (بر اساس وجود رابطه در خود خدا)
2. رابطه ی صدور، بالطبع، صادر کننده(=منشأ) و صادرشده ای داراست. (بر اساس: وجود طرفین ، برای وجود یک رابطه الزامی میباشند)
3. صادر شده ، صادر کننده نیست یا: صادر شده و صادر کننده متمایز اند. (بر اساس تعریف رابطه و تعریف طرفین رابطه)
4. صادر کننده پدر و صادر شده پسر است. (بر اساس تعریف خدای پدر و پسر)
5. پدر و پسر به طور جاودانی متمایز اند. (بر اساس گزارهای 2 ، 3 و 4)
"رابطه
ی صدور"، چنانچه Gilles Emery مینوسد ، رابطه ی مابین منشأ(=صادرکننده) و
صادر شده است. در یک کلام، میتوان این رابطه را "نشأت" خواند [1].
آکویناس، بدرستی بیان میدارند که کتاب مقدس، با استفاده از کلماتی چون
کلمه، پسر یا تصویر، به وضوح، وجود این رابطه در خدا را آشکار . ساخته [2]
. در شرح این جستار، میتوان گفت که: کلمه یا بیانی در خود خدا وجود دارد
(یوحنا 1:1 و 3)، مشخصا این کلمه و بیان، بر پایه ی خود طبیعت و تعریفش
میبایست منشائی نیز داشته باشند که در زبان بشری، "گوینده ی کلمه" یا
"بیانگر کلمه" است. چنانچه خود شما درباب آموزه ی لوگوس گفته اید: "خدا سخن گفت"
پس کلمه میبایست در رابطه (ی جاودانی) با منشأش(گوینده) باشد و چنانچه در
راند 1 و 3 نشان دادیم "رابطه به تمایز می انجامد"، پس کلمه و منشأ کلمه
به طور جاودانی متمایزند.
البته استفاده ی رسول خداوندمان از عباراتی چون "کلمه ی خدا" یا "بودن کلمه با خدا" (یوحنا 1:1) دیگر شبهه ای در وجود تمایز در خدا(بر اساس تمایز کلمه و منشأ) نمیگذارند.
نقل قول:
در
این راند بر اساس جواب های جناب ف به خوانندگان عزیز ثابت خواهیم کرد که
تعلیم 3 گانه اقدس(تثلیث) پوچ و باطل است. قبل از هر چیز می خواهم برای
درک بهتر خوانندگان تفاوت های میان ذات الهی و انسانی مسیح را بشکافم تا
خوانندگان درک نادرستی از این گفتگو نداشته باشند و بعد از آن به پاسخ های
جناب ف خواهم پرداخت.
پسر در ذات الهی خود کیست؟
1. پدر(یو 7:14و 9، اش 6:9، مکا 16:22)
2. خدای قدیر(اش 6:9)
3. یهوه یا همان هستم ( یو 58:8)
4. روح خدا یا همان روح القدس (یو 26:17 و ...) کتاب مقدس با صراحت اعلام می کند که یک روح در ما ساکن است
5. خالق (پید 1 و یو 2:1)
6. کلمه (یو 1:1)
7.
قادر مطلق(مکا 8:1) او به عنوان قادر مطلق از زمان بازگشت خود آگاه است و
با توجه به اینکه خود مسیح در ذات انسانی خود فرمود که فقط در آسمان پدر
از بازگشتش آگاه است و بس. اگر نپذیریم که مسیح در ذات الهی خود پدر است
او را دروغگو اعلام می کنیم.
8. یگانه و تنها تخت نشین (مکا 3:22 و4)
9. خداوند خدا (مکا 8:1)
10. و ...
پسر در ذات انسانی خود کیست؟
1. فرستاده پدر(یو 16:3)
2. عمانوئیل ( مت 23:1)
3. کاهن ( عب 10:5)
4. کسی که به دست راست پدر می نشیند و یا می ایستد (کو 1:3)
5. وارث ( عب 2:1)
6. نخست زاده ( کو 15:1)
7. ابتدای خلقت خدا(مکا 14:3)
8. از پدر کوچکتر است (یو 28:14)
9. به پدر دعا می کند(عب 7:5)
10.
پدر را خدای من مخاطب می کند که این مطلب تثلیثیان را با مشکل مواجه می
کند چون از دید آنها خدا از 3 شخص تشکیل شده است. اگر با چنین منطقی پیش
رویم می توان برداشت کرد که پسر در ذات انسانی خود می توانست به ذات الهی
خود دعا کند. (یو 17:20 و مت 46:27)
در باب اینکه از طریق مطالب خودمان، خود ما را رد نمودید که بنده در پستتان به هیچ وجه چنین چیزی نیافتم.
و اما پیرامون مسیح شناسی که عرض کردیم کوچکترین رابطه ای به جستار بحث ما ندارند :
در
نگر بنده ، یک شخصه بودن مسیح تعلیمیست که از طریق فرنودهایی مستحکم کتاب
مقدسی و منطقی میتواند اثبات گردد. با این وجود شما فرض را بر این بگیرید
که بنده اشتباه میکنم و مسیح دوشخصه بود. حال این موضوع چه تاثیری بر
گفتمان ما خواهد داشت؟
بنده نشان دادم که مسیح در ذات الهیش (که حال
شما تصور کنید تشخصی مجزا از ذات انسانی داشت) در رابطه با خدا(ی پدر)
قرار دارد و بدین روی ثابت کردیم که ذات الهی مسیح که همانا خدای پسر
باشد، با خدای پدر متمایز است.
در کوتاه سخن، ما در این مناظره، کاری به ذات انسانی مسیح نداریم که حال شما به بررسی متشخص بودن و ... آن می پردازید.
و اما در باب اشعیا 6:9 :
هر پدری، خدای پدر نیست. خدای پدر، بر اساس تعریفش "پدر در رابطه با خدای پسر است" پس حتی اگر شخص ایکس تثلیث "پدر در رابطه با بشریت" خوانده شود خدای پدر نخواهد بود و اشکالی نیز در داکترین تثلیث به وجود نخواهد آورد.
شما
میبایست اشعیا 6:9 پدر خطاب کردن مسیح در رابطه با بشریت و آفرینش
بدانید(در غیر این صورت به روابط درون ذاتی = تثلیث می رسید) پس بر این
اساس پسری که در آن فراز پدر خوانده شده ، بر اساس باور شما میبایست "پدر
در رابطه با آفرینش " باشد و نه "پدر در رابطه به خود خدا" پس منطقا و
لزوما خدای پدر نیست.
البته به احتمال قریب به یقین، چنانچه
[4]Norman L. Geisler ، دکتر [5]James R. White و [6]John Wesley بیان
میدارند اشعیا در این فراز ، مسیح را اصلا پدر جاودانی نخوانده، بلکه پدر
جاودانیت یا پدر ازلیت که صرفا نشان ازلی بودن مسیح است چون "پدر خرد" که
خردمند بودن دلالت دارند و نه پدر بودن . در کتاب مقدس نیز از چنین
عباراتی استفاده شده، برای مثال:"فرزند جهنم" (متی 15:23) یا ،"دختر صبح" (اشعیا 14: 12) یا حتی در خود اشعیا 6:9: "سرور سلامتی" که هیچکدام بیانگر فرزند ، پدر یا سرور بودن نیستند.
تارگوم یوناتان ، ترجمه ی تفسیری آرامی کتب نوییم از قرن دوم میلادی، ذیل اشعیا 6:9 ، عبارت مد نظر را به "او که از ازل زندگی میکرد"
ترجمه کرده [3] . بدین روی، یهودیان دوران مسیح، معنای این آیه را بدرستی
درک کرده، و آن را نه پدر ازلی ، بلکه پدر ازلیت (=کسی که از ازل زندگی
میکند) دانسته بودند. ترجمه عبارت مد نظرمان ، توسط ولگات لاتین جروم از
قرن پنجم میلادی (بر اساس ترجمه ی داربی) نیز پشتیبانی میشود. [7]
قابل ذکر است که فورم گراماتیک عبری "پدر ازلیت"(אביעד) در اشعیا 6:9 بر عبارت هایی چون "پدرِ کنعان" (אביכנען) (پیدایش 18:9) "پدرِ آرام" (אביכנען) (پیدایش 21:22) یا پدرِ جلال (אביהכבוד) (افسسیان17:1) منطبق است که دیگر پشتیبان ترجمه ی ماست.
در نتیجه ی استفاده ی ناراستین شما از اشعیا 6:9 هم از نگر تئولوژیک و هم از نگر تاریخی مردود است.
نقل قول:
فیلیپ استدلال کرده بود:
استدلال نخست که بر اساس اعترافات جناب مارکو میباشد.(مطالب داخل "..." مستقیما کپی سخنان جناب مارکو در این مناظره اند):
پس:
پدر و پسر در جاودانگی، مجزا میباشند (دلیل: بر اساس تعریف رابطه)
استدلال دوم که بر اساس اعترافات جناب مارکو میباشد:
پس:
پسر به صورت جاودانی در رابطه با پدر است.
پس:
پدر و پسر به طور جاودانی متمایزند (بر اساس تعریف رابطه) 1. "پسر ، خداست." 2. پسر جاودانیست (دلیل: چرا که "خداست") 3. "پسر در رابطه با پدر معنا می دهد" 1. "پدر جاودانی است" 2. "پدر زمانی معنا پیدا می کند که پسر در کار باشد." و به همین ترتیب، "پسر در رابطه با پدر معنا می دهد"
نقل قول:
مارکو پاسخ داد:
تضادی
وجود ندارد چون وقتی می گوئیم پدر جاودانی است به نبوت اشعیا باب 9 آیه 6
فکر می کنیم که در آنجا به پسری که به ما داده شده و نه لشکرهای آسمانی
"پدر ابدی" گفته شده است. یعنی به پسر گفته شده است پدر ابدی ونه "پسر
ابدی".
1. کسی بیان نداشته بود که تضادی وجود دارد که حال شما میفرماییند وجود ندارد!2. پاسخ اشعیا 6:9 داده شد. 3. پسر نیز ابدی است چرا که پیش از آفرینش جهان، وی پسر بوده. (عبرانیان 1: 2 ؛ کولسیان 1: 13 و 16 )نقل قول:
مارکو نوشته است:
خیر،
به همین دلیل است که در اشعیا 6:9 گفته شده است پدر ابدی خوانده خواهد شد.
اگر دقت کنید از فعل آینده استفاده شده است چون در عهد عتیق رابطه پدر و
فرزندی برقرار نشده بود. همانطور که هر شخصی قبل از تولد فرزندانش وجود
دارد ولی زمانی می توانیم به او بگوئیم پدر که فرزندی داشته باشد.این
رابطه در "امروز" عهد جدید شروع شد و از آن زمان یهوه پدر نامیده شد و از
این جهت گفته شده است ابدی که تاکیدی شده باشد بر شخصیت ازلی و ابدی خدا. یعنی خدایی که در عهد عتیق خدای ابدی نامیده می شد(پید33:21) در عهد جدید به واسطه ظهور پسر ، پدر ابدی خوانده می شود.
خدا،
در رابطه با پسر ظاهر شده، پدر خوانده نشده، بلکه وی پیش از آفرینش
(=جاودانگی) پدر و پسر خوانده شده و موجودیت داشته که پیشتر شرحش را داده
بودیم:
نقل قول:
فیلیپ نوشته است:
رابطه ی پدرانه-فرزندانه ی خدا رابطه ایست در خود خدا و ازلی، یا در زبان دیونیسیوس اسکندریه "رابطه ای ذاتی [6]" :
پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم. (یوحنا 17: 5)
امّا
در این زمانهای آخر بهواسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را
وارث همه چیز مقرر داشت و بهواسطۀ او جهان را آفرید. (عبرانیان 1: 2)
زیرا
ما را از قدرت تاریکی رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل ساخته است،
زیرا همه چیز بهواسطۀ او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است،
دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها؛ همۀ
موجودات بهواسطۀ او و برای او آفریده شدند. (کولسیان 1: 13 و 16)
نکته
ی مشترک این آیات، وجود پدر و پسر پیش از آفرینش میباشد. میدانیم که پیش
از آفرینش کسی/چیزی جز یهوه خداوند وجود نداشته(اشعیا 24:44). پس روابط
پدرانه فرزندانه و بدین ترتیب ، اشخاص پدر و پسر، در خدا و جاودانی
میباشند.
مثال های آفریننده بودن خدا و ... نیز ربطی به رابطه ی
پدرانه-فرزندانه ی خدا ندارند، چرا که آفریننده بودن خدا موضوعیست ذهنی
(Logical relation) ، برون از ذات خدا (ad extra) و در رابطه با آفرنیش(که
شروعی داشته) ولی رابطه ی پدرانه-فرزندانه ی خدا ، رابطه ایست حقیقی ، در
ذات خدا (ad intera) و در رابطه با خود خدا (که ازلی است)
نقل قول:
مارکو نوشته است:
جناب ف آیا شما هنوز نمی دانید که ذات خدا قابل روئیت نیست؟ ولی هم یوحنا و هم حزقیال و ... تخت نشین را دیدند.
انبیا،
ذات الهی (یهوه) را نه در وجود خود، لکن از طریق رویاها و سنبل های مملو
از آنتروپومورفیزم (Anthropomorphism) روئیت نمودند چنانچه رسولان
خداوندمان، یهوه را از طریق جسم، یا پاتریارخ ها از طریق ذات فرشتگان
ملاقات کردند.
نقل قول:
مارکو نوشته است:
توجه داشته باشید که بره در مکاشفه 5 از دست راست تخت نشین کتاب را تحویل گرفت و نه از یک ذات.
اگر تخت نشین ذات نباشد، پس وجود نیست یا در زبان ساده "نیست!".توصیه میکنیم این سخنان گهربار را جای دیگری مطرح نکنید.نقل قول:
مارکو نوشته است:
من از منیت برون آید نه از ذات.
"منیت"، از همان ذات است و چنانچه ذات، عقلانی باشد، "منیت" نیز هست.
(نکته: "منیت" بر اساس تعریف "ذاتی فردی از وجود عقلانی" در خدا مفرد است و بر اساس تعریف "طرفین روابط" سه)نقل قول:
یعنی یک پسر بر روی تخت نشسته و یک پسر در دست راست ایستاده است.
پسر حاضر مطلق است و بر این اساس، هم بر تخت است و هم در "بره" و هم در همه جا
(نکته: حظور پسر در بره، حظور عقلانی (تشخص) آن بره است و در آفرینش بر اساس حضور قدرت و علم)
نقل قول:
مارکو نوشته است:
جناب
ف اینکه شما می گوید که به تخت نشین پدر گفته نشده است بخاطر مطالعه کم
شما از کتاب مقدس است. چون تخت نشین مکاشفه 4 در مکاشفه 5:21 - 7 خود را
پدر و خدا معرفی می کند.
تخت نشین در آیه ی 7 از باب 21 مکاشفه،
ایمانداران پیروزمند را پسران خود خوانده و خود را "خدای" ایشان. باز هم
عرض میکنیم که تخت نشین خدای پدر(پدر در رابطه با خدا) خوانده نشده، حتی
آشکار است که این آیه بیانگر رابطه ی پدرانه ایست که شما آن را چون رابطه
ی "رئیس جمهور و ملتش" دانسته و به عنوان "رابطه ی راستین پدرانه-پسرانه"
و حتی خود "رابطه ی پدرانه و پسرانه" قبول نداشته اید. [8]
نقل قول:
فیلیپ نوشته بود:
فیلیپ در جواب مارکو نوشته است:
رابطه ی پدرانه-فرزندانه ی خدا رابطه ایست در خود خدا و ازلی، یا در زبان دیونیسیوس اسکندریه "رابطه ای ذاتی [6]" :
پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم. (یوحنا 17: 5)
امّا
در این زمانهای آخر بهواسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را
وارث همه چیز مقرر داشت و بهواسطۀ او جهان را آفرید. (عبرانیان 1: 2)
زیرا
ما را از قدرت تاریکی رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل ساخته است،
زیرا همه چیز بهواسطۀ او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است،
دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها؛ همۀ
موجودات بهواسطۀ او و برای او آفریده شدند. (کولسیان 1: 13 و 16)
نکته
ی مشترک این آیات، وجود پدر و پسر پیش از آفرینش میباشد. میدانیم که پیش
از آفرینش کسی/چیزی جز یهوه خداوند وجود نداشته(اشعیا 24:44). پس روابط
پدرانه فرزندانه و بدین ترتیب ، اشخاص پدر و پسر، در خدا و جاودانی
میباشند.
نقل قول:
مارکو پاسخ داد:
کتاب
مقدس به صراحت تقدم کلام (لوگوس) بر آفرینش را عنوان می کند. خدا سخن گفت
و جهان هستی یافت. تا زمانی که کلام خدا بر جهان حاکمیت مطلق داشت، همه
چیز به خوبی پیش می رفت اما با شورش شیطان و هبوط خدشه ای به حاکمیت خدا
وارد شد و مسیح برای ریاست مجدد کلام بر کل هستی دعا می کند.
نکته آن
است که بواسطه تجسم کلام است که رابطه پدر و فرزندی بر قرار شد و بدین
خاطر است که در رابطه با همه تجلیات یا برون شدنهای ایزدی در تاریخ می
توان لفظ پسر یا نام عیسای مسیح را به کار برد. در همین راستا پولس در اول
قرنتیان باب 10 آیه 4 می گوید که این صخره ای که بنی اسراییل را در بیابان
همراهی کرد مسیح بود، چون کلام جسم شد و در شخص عیسای مسیح بر انسان مکشوف
شد. از یاد نبریم که پیش از تجسم، صحبت از صدور کلام است و نه تولید. صدور
کلام مقدمه زمان است ولی در باره تولید پسر عنصر زمانی "امروز" در کتاب
مقدس به کار رفت. با توجه به محدودیت کاراکترها، مجال پرورش این مبحث زیبا
در این راند نیست.
در راند 4 به صورت مفصل به یوحنا 5:17 خواهم پرداخت.
گرامی، بنده در پاسختان، کوچکترین اشاره ای به آیات مطرح شده (که بیانگر پدر-پسر بودن خدا پیش از آفرینش بودند) را ندیدیم و صرفا ادعای (بدون فرنود) کردید که رابطه ی پدر و پسر پس از تجسم شروع شد ، البته روشن ساختیم که کتاب مقدس، چیزی دیگری تعلیم میدهد.
در باب لوگوس:
در بخش نخستِ این پست، از طریق تعلیم لوگوس، مجزا بودن پدر و پسر ثابت.
فرموده بودید:
نقل قول:
صحبت از صدور کلام است و نه تولید.
صدور (عینی و ذاتی) کلام، همان تولید یا مولد شدن است.
(تولید= صدور عینی (procession by the way of similitude) موضوعی (=مولود) که از ذات منشأ(=مولد) سهیم باشد [9])نقل قول:
مارکو نوشته است:
جواب های شما هیچ اساسی ندارند.
این هم ادعای صرف است و نگفته اید که مثلا چرا آن پاسخ بی اساس بود.نقل قول:
مارکو نوشته است:
با
توجه به اینکه پدر روح است و پسر در ذات الهی خود روح است و شما اعتقاد
دارید که روح القدس شخصیتی جدا از پدر و پسر است پس نمی توانید بگوئید روح
القدس روح پدر و یا پسر است. لابد اینجا هم می خواهید در پشت "ذات" خود را
مخفی کنید. برای ما و پولس گفتن این حرف اشکالی ندارد، ولی شما حق ندارید
بگوئید روح القدس روح پدر و پسر است. با منطق شما که روح القدس شخصیتی جدا
دارد، چگونه ممکن است که پدر و پسر که خود روح هستند روح القدس نیز روح
آنها باشد؟ منطق تثلیث پوچ است.
کتاب مقدس جواب می دهد "زیرا همه
چیز را زیر پاهای وی انداخته است... واضح است که او که همه چیز را زیر او
انداخته است مستثنی است." پس از روح القدس خبری نیست. و شما به سوال ما
هیچگاه جوابی ندادید.
سوال:
1. چرا صحبت از تخت روح القدس در کلام نیست؟ مگر او یک شخصیت جدا از پدر و پسر نیست؟
مطالب
فوق، پیرامون "روح القدس" بوده که پیوندی به جستار گفتگوی ما (=تمایز خدای
پدر و خدای پسر) ندارند. بدین روی، پاسخ بنده در این مناظره، به این
مطالب، صرفا بی اعتنایی خواهد بود.
البته پیشبینی کرده ایم که عکس
العمل "برخی"، بر این پاسخ ندادن ما چه خواهد بود، پس برآن شدیم تا پاسخ
هایمان را در صفحه ای از وبلاگ تثلیث بفرستیم:
http://taslis.blogfa.com/page/holyspirit.aspx نقل قول:
مارکو نوشته است:
منظور از هم ذات را برای ما و خوانندگان بازگو کنید؟ چون هر کدام از تثلیثیون برداشت خود را از این لغت دارند.
ذات بر اساس تعریف ارسوط، آنچه که هست هر چیزی میباشد که در خدا وجود مطلق اوستهم
ذات بودن دو موضوع هم ، یعنی ذات (=تعریف فوقمان) در آن دو موضوع یکسان
باشد. بدین روی است که خدا در چیستی ، وجود ، تعریف و اصلش یگانه است با
این حال ، روابط حقیقی در این وجود یکتا به تمایزات نسبی حقیقی می انجامد
که کلام، آنها را پدر پسر و روح القدس نامیده.[1]Emery, Gilles. The Trinitarian Theology of St Thomas Aquinas. Page 53. New York: Oxford UP, USA, 2007.[2]Aquinas, Saint Thomas. The Summa Theologica. 2nd ed. Vol. 1, Question 27, Article 1. 1902.[3]Jonathan b. Uzziel. The Chaldee paraphrase on the prophet Isaiah. Trans. C.W.H. Pauli. Isaiah 9:6 , Page 31.[4]Norman L. Geisler. Reasons for Faith Making a Case for the Christian Faith. Page 340. New York: Crossway Books, 2007.[5] Trinity vs. Oneness Debate. Dir. Alfa and Omega ministry. Perf. Dr. Dr. James R. White Vs. Robert Sabin.[6]John, Wesley,. Wesley's notes on the Bible. old testament Isaiah 9:6. Grand Rapids, Mich: Francis Asbury P, 1987.[7]http://www.biblegateway.com/passage/?se ... version=16[8]o مارکو ، راند دو ، پاراگراف پنج ، خط 8 ، يکشنبه 6 اردیبهشت 1388, 12:35 pm[9]Forget, Jacques. "Holy Ghost." The Catholic Encyclopedia. Vol. 7. New York: Robert Appleton Company, 1910. 11 May 2009