تبليغاتX
Taslis - تثلیث تثلیث

خانه ی جدید وبلاگ تثلیث:

Taslis.
Wordpress.com

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 20:40 توسط فیلیپ |

برهان وجودشناختی
اثبات تحلیلی وجود خدا

کانت (Immanuel Kant)، فیلسوف نامور آلمانی، گزاره ها را به دو دسته تقسیم می کند: گزاره های تحلیلی و ترکیبی. گزاره هایی همچون «همه ی مجردها ازدواج نکرده اند» گزاره هایی تحلیلی میباشند؛ درواقع از آنجایی که «ازدواج نکردن» در خود تعریف «مجرد» محصور  است، صحیح بودن این جمله با تحلیل خود جمله آشکار شده و لذا نیازی به سند و مدرک  نخواهد داشت. اما گزاره هایی همچون «همه ی مجردها خوشحال هستند» نیاز به سند دارند و از آنجایی که محمولشان (خوشحال بودن) در تعریف موضوعشان (مجرد) موجود نیست، از قسم گزاره های ترکیبی دانسته می شوند. 

قدیس انسلم (Anselm of Canterbury)، فیلسوف مسیحی قرن یازدهم را شاید بتوان از جاه طلبترین الهیدانان دانست؛ او بر اساس شاهکار فلسفیش، برهان وجودشناختی (ontological argument)، مدعی بود که گزاره ی «خدا وجود دارد» گزاره ایست که کانت بایستی آن را "تحلیلی" بخواند. این الهیدان برجسته و نیز فلاسفه ی مشهوری همچون دکارت، لایبنیتس و اسپینوزا، بر این باور بودند که برای اثبات وجود خدا نیازی به جمع آوری سند از نظم جهان یا معلول بودن آن نیست؛ بلکه صرفا با تحلیل مفهوم خدا، میتوان محصور بودن ویژگی وجود را در خدا مشاهده کرد.

درواقع طبق ادعای رادیکال این متفکرین...

به ادامه ی مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 22:5 توسط فیلیپ |


«آخرین فعالیت های نویسنده ی وبلاگ»

گفتگویی در خصوص برهان وجود-شناسی (Ontological argument): اثبات منطقی وجود خدا و بررسی نقد کانت بر این برهان. (تالار گفتگوی دفترچه)

گفتگویی پیرامون چیستی قوانین منطق: آیا منطق منشأ مادی دارد؟ وجود منطق را چطور میتواند توجیه کرد؟  (تالار گفتگوی دفترچه)

گفتگویی در مورد تثلیث: بررسی دیگر بر مدل لاتین تثلیث و اثبات منطقی این آموزه (نظردانی این وبلاگ. گفتگو از پست «KUROSH چهارشنبه 10 فروردین1390  ساعت: 5:6» شروع می شود)

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 12:2 توسط فیلیپ |

رد براهین آتئیسم:

استدلال از نبود سند برای خداباوری


رابرت کان (Robert Kuhn) در مصاحبه ای با پروفسور فلسفه ی دانشگاه تافتس (Tufts University) و از بی خدایان نامور معاصر، دَنیِل دِنِت (Daniel Dennett)، سوال زیر را مطرح می کند:

"چه براهین برای بیخدایی وجود دارند؟"

دکتر دِنِت در پاسخ اذعان میدارند:

"اساسی ترین دلیل برای بیخدایی این است که [هیچ دلیلی برای وجود خدا در دست نیست] ... اگر هیچ دلیلی برای وجود خدا نباشد آنگاه فرض بر آن خواهد بود که خدایی وجود ندارد"

این استدلال میتواند به دو حالت متافیزیکال (metaphysical) و اپیستمیک (epistemic) اقامه شود:

حالت متافیزیکال:
اگر سندی برای خدا نباشد، آنگاه خدایی نیست.

حالت اپیستمیک:
اگر سندی برای خدا نباشد، آنگاه معقولانه است تا به عدم وجود خدا (آتئیسم) باور داشت.

هر دوی این براهین از نگر منطقی باطل میباشد:

photo

ردیه ی نخست بر...

به ادامه ی مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 21:22 توسط فیلیپ |


«منطقی بودن تثلیث»

امناظره ای ما بین محمد و فیلیپ



مسیحیان تثلیث را حقیقتی اقدس از ذات خدا داشته و اسلام گرایان آنرا زیر چتر "آموزه های شرک آلود" قرار می دهند.
اما حکم منطق در این خصوص چیست؟ آیا ممکن است خدای واحد، خدایی تثلیثی باشد؟ آیا میتوان خدایی با یک ذات و سه تشخص دارا بود؟
در این مناظره، جویای پاسخ خواهیم  بود.

مناظره به انجام رسید.
آخرین بروزرسانی:
ضمیمه:
چه چیزی باعث تمایز اقانیم است؟
توصیه می شود: نتیجه گیری - فیلیپ

ضمیمه ها، در حال تکمیل میباشند.


رجوع کنید به ادامه ی مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت 19:13 توسط فیلیپ |


«مسیح چگونه آگاه محدود و نیز مطلق بوده؟»
.

یکی از سوالات مکرری که برای خوانندگان کتاب مقدس پیش می آید، این است که مسیح، چگونه میتوانسته هم آگاه مطلق باشد و هم آگاه محدود، و در عین حال یک خود-آگاهی (تشخص) بیش نداشته باشد. کتاب مقدس، بروشی بیان میدارد که عیسی از همه چیز آگاه است (یوحنا 16: 30؛ 21: 17) و در عین حال، اینکه وی از قضایایی همچون زمان رجعتش آگاه نبوده (مرقس 13: 32).

پاسخ های سنتی به این پارادوکس، معمولا دارای یک چیز مشترک هستند: اینکه آگاهی ناقص مسیح مربوط به طبیعت انسانی و آگاهی مطلق مربوط به طبیعت الهیش است. آمبروس، پدر قرن چهارم کلیسا، می نویسد: "آگاهی محدود مسیح مربوط به طبیعت انسانی او است. [5]" آگوستین (354-430 م.).اظهار میدارد: "بایستی آگاهی محدود مسیح را در طریقه ی جسمانی بنگریم. [6]" گریگوری نازیانزوس از الهیدانان قرن چهارم مسیحی نیز می نویسد:

"ما بایستی این نا-آگاهی مسیح [از رجعتش] را  مربوط به طبیعت انسانی وی بدانیم و نه طبیعت الوهیش. [1]"

با این وجود، از پاسخ فوق چنین بر می آید که گویا طبیعت انسانی و الهی مسیح دارای دو خود-آگاهی متفاوت اند که یکی مطلق و دیگری محدود باشد. بدیهی است که این قضیه به دو شخصه بودن مسیح، که در کتاب مقدس (اول قرنتیان 8: 6) و همچنین در شورای کلسدون محکوم شده، خواهد انجامید.

نظریه ای، که تلاش بر شرح و اثبات آن خواهیم داشت به خوبی میتواند این مشکل را رفع کند. در این نظریه، که بر گرفته ای ازروان شناسی معاصر و جستار دوآلیسم فلسفه ی ذهن (Dualism-philosophy of mind) باشد، نخست خواهیم دید که ...

به ادامه ی مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 13:2 توسط فیلیپ |

کوینکوئه ویا

Quinque Viae

براهین پنجگانه -  توماس اکویناس

ترجمه وفرمول بندی براهین توسط فیلیپ

بدلیل سنگین بودن محتوای فلسفی و ابهامات متحمل بجود آمده (در حین ترجمه،)  خلاصه ای سیستماتیک از براهین  را در انتهای نوشتار ضمیمه کرده ایم. امید است تا کمال استفاده را از این نوشتار ببرید.

*                    *                    *                    *

وجود خدا را میتوان از پنج طریق ثابت کرد.

نخستین و مشخص ترین شیوه، استدلال از حرکت (argument from motion) است. بدیهیست که در جهان، برخی چیزها در حال حرکت اند. حال هرچه که در حرکت باشد، از طریق چیز دیگری به حرکت در آمده. دلیل این اصل به قرار زیر است: چیزی که قوه ی (potentiality) تحرک نداشته باشد ....

به ادامه ی مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 14:18 توسط فیلیپ |

«ردیه ای بر "شاهدان یهوه" »
بخش نخست


"کذب، هیچگاه در برهنگی دشدیسه اش افشاء نخواهد شد؛ لکن با  نیرنگ در جامه های دلربا پوشانده شده تا برای بی تجربگان، حقیقی تر از حقیقت نیز بنظر برسد. [1]"

- ایرنویس، بر ضد بدعت ها


غربی ها، با شنیدن نام "شاهدان یهوه"، بیش از هر چیزی به یاد مزاحم های آخر هفته و تعداد درهایی که برویشان کوبیده اند می افتند. ما در این نوشتار، طریق دیگری برای رهایی از این بدعت کهن و پیروانش به پیش خواهیم گرفت. طریق ما، عریان کردن آموزه های الهیاتی این فرقه، و افشاء مفاد کاذبانه ی شان خواهد بود.

مواضع الهیاتی و مسیح شناسی آرینیست (Arianist)و بالطبع وارثینشان: "شاهدان یهوه"، بر اصل انکار همذات بودن پدر و پسر استوار است. در بیانی دیگر، مسیحِ  "شاهدان یهوه" موجودی متفاوت از یهوه، برون-ذاتی وی، و نخستین آفریده ی او دانسته شده است. باورمندان به این الهیات با سواستفاده از برخی آیات کتاب مقدسی سعی بر  پدافند از تعالیمشان دارند.  ما در این سلسله مقالات، به غیر موجه ساختن آیات اقامه شده و رد آموزه های الهیاتی این فرقه خواهیم پرداخت.


«"نخست‌زادۀ تمامي‌ آفرينش":  نخستین آفریده؟»

 و او صورت‌ خداي‌ ناديده‌ است‌، نخست‌زاده‌ تمامي‌ آفرينش‌.  زيرا كه‌ در او همه‌ چيز آفريده‌ شد، آنچه‌ در آسمان‌ و آنچه‌ بر زمين‌ است‌ از چيزهاي‌ ديدني‌ و ناديدني‌ و تختها و سلطنتها و رياسات‌ و قوّات‌؛ همه‌ بوسيله‌ او و براي‌ او آفريده‌ شد. (کولسیان 1: 15)

"شاهدان یهوه" از عبارت «نخست‌زاده‌ تمامي‌ آفرينش» چنین استنتاج می کنند که مسیح بایستی نخستین آفریده ی خدا باشد. با این حال، این تفسیر با منطق سیاق همسو نیست. پولس در آیه ی... .


به ادامه ی مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 19:40 توسط فیلیپ |



Creative Commons License

Taslis.blogfa.com by Philip is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 United States License

تمامی حقوق این وبلاگ و محتویاتش، بر اساس پروانه ی کریتیو کامنز برای وبلاگ Taslis.blogfa.com - فیلیپ محفوظ اند.
استفاده از محتوای این وبلاگ، در صورت انتساب، فعالیت های غیر تجاری و عدم تغییر متن، بلامانع است.