"او که همذات با خدا بود"
در نوشتار سرود فیلیپیان - قدمت مشاهده نمودیم که فراز فیلیپیان 2: 6-11 دربرگیرنده ی نقل قولی از یک شعر آرامی و پیشا پولسی میباشد که محتملا در ده ی اول تولد کلیسا بنگراش در آمده است. در این سری مقالات بر آنیم تا به بررسی مسیح شناسی و الهیات این فراز باستانی و معتبر بپردازیم.
سرود فیلیپیان، متشکل از سه جمله ی برجسته ی الهیاتی میباشد. دو جمله ی نخست که در دیباچه ی سرود یافت شده اند جملات، «او که همذات با خدا بود» و « از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست» میباشند. سومین جمله، که مهمترین آنها باشد، در فرجام سرود قرار داده شده و بر اساس ترجمه ی هزاره ی نو چنین است: «و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ خداوند است». البته بر اساس اسناد زبانشناختی و سیاق، ترجمه ی مناسب تر اینچنین خواهد بود: «و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ یهوه است»
در نوشتار زیر، به شرح گسترده ی زبان شناسی آیه ی «او همذات با خدا بود» (فیلیپیان 2: 6 a) خواهیم پرداخت.
«او که همذات با خدا میباشد»
این جمله، در زبان اصلی رساله ی فیلیپیان که زبان یونانی، باشد، بدین شکل آمده است:
ὃς ἐν μορφῇ θεοῦ ὑπάρχων
hos(اویی [که]) en(در) morphe(فورم/ذات) theou(خدا) hyparchon(می باشد/بودن)
دو واژه ی یونانی قابل توجه این ایه، نخست مورفه (morphe) بوده که در ترجمه ی هزاره ی نو به "ذات" ترجمه گشته و دوم، فعل استمراری هوپارخون (hyparchon) که در سیاق، میتواند مفهوم ازلیت مسیح را برساند.
به ادامه ی مطلب رجوع کنید...«پاسخ به سوالات عام اسلام گرایان پیرامون تثلیث»
پرسش و پاسخ دانشیک پیرامون تئولوژی مسیحی
سرود های تثلیثی، کهن ترین سرود های کلیسا
سرود های تثلیثی:
کهن ترین سرود های کلیسا
یکی از معمول ترین رسوم کلیسا از دوران رسولان تا کنون، سرودن اشعار (hymns) الاهیاتی بوده؛ سرود هایی که در واقع اعتقادنامه های الاهیاتی کلیسا را در ساختاری شعرگونه گنجانده و باعث گسترش و به خاطر سپردن آسان آنها درمیان مسیحیان عامی می شدند.
نکته ی قابل توجه در آنجاست که قدیمیترینِ این سرود ها (خارج از عهد جدید)، که سرود های فوس هیلارون (Phos Hilaron hymn) و اُکسرینکوس (Oxyrhynchus hymn) باشند، هردو بر اساس الاهیات تثلیثی سروده شده و مسلما میتوانند فرنودهای محکمی بر باور اولیه ترین کلیسای مسیح بر تثلیث اقدس باشند.
به ادامه ی مطلب رجوع کنید...
پرسش و پاسخ دانشیک
پیرامون تئولوژی مسیحی
وبلاگ تثلیث، در مدت 8 ماه فعالیت خود، شاهد خوانندگان و نظردهندگانی از اقشار، ادبیات، ادیان و معلومات متفاوتی بوده است؛ میتوان به جرأت اعتراف نمود که این نظردهندهنگان، همانا بنیاد پیشرفت وبلاگ تثلیث را بنا نهادند.
یکی از مسائل جالب توجهی که در نظردانی های این وبلاگ رخ میدهد، پرسش و پاسخ و گفتگو های الاهیاتی، فلسفی، تاریخی و کتاب مقدسی بسیار سودمندی میباشند که در این نوشتار، به انتشار چندی از آنها خواهیم پرداخت.
سوالات زیر توسط نظردهنده ای با عنوان "یه سوال" مطرح گشته اند که آنها را در سه دسته ی ذیل بخش بندی خواهیم کرد:
1.مسیح شناسی و اتحاد طبایع مسیح.
3. آموزه ی بساطت الهی.
2. تولد ازلی پسر و همسانی وی با پدر.
به ادامه ی مطلب رجوع کنید.
«تثلیث چگونه ممکن است؟»
بسیار شنیده ایم که تثلیث به چم ذات واحد خدا و تشخص سه گانه ی وی است، ولی براستی این تعریف به چه معناییست؟ یا نیکوتر است تا بپرسیم: این تعریف "ممکن" است به چه معنایی باشد؟
واژه ی "ممکن" در این سوال نقش بسزایی ایفا می کند و نشان از آن دارد که نویسنده ی وبلاگ بر این باور نیست که تعریف و شرح ذیل از چگونگی تثلیث مطلقا بیانگر حقیقت خدا میباشد؛ لکن آن را ممکن دانسته و براین باور است که خرده ای منطقی بر آن وارد نیست. به قول آکویناس، با این موضوع حداقل نشان خواهیم داد که تثلیث از نگر دانشیک محال نیست.
در این نوشتار بر آن شده ایم تا محتوا را به شکل یک گفتگو مطرح نماییم که نخست "فیلیپ نقاد" سوال و نقد خود بر تثلیث را مطرح نموده و سپس "فیلیپ" به روشنگری در باب آن سوال و نقد خواهد پرداخت.
نقاد: تثلیث چیست؟
فیلیپ: چنانچه گریگوری نازیانزن (Gregory Nazianzen) ، فیلسوف و پدر کلیسای قرن چهارم میگوید: تثلیث خدا به معنای "وجود خدا در یک ذات و ...
به ادامه ی مطلب رجوع کنید.
معرفی وبلاگ جدید:
عیسی تاریخی
«آیا تثلیث حاصل نفوذ ادیان مصری بر مسیحیت است؟»
پرسش:
آیا آموزه ی تثلیث ، برگرفته ای از ادیان باستان و میت (Myth) مصری است؟
«آیا تثلیث منطقی است؟»
گفتگویی با استاد مهماننواز
فیلیپ: درود بر شما
مهماننواز: سلام علیکم. بفرمایید.
فیلیپ: سوالی در باب تثلیث مسیحیت داشتم. آیا این آموزه غیر منطقی میباشد؟
مهماننواز: اینکه خدا سه تا باشد منطقی نیست
فیلیپ: تثلیث بیانگر سه بودن خدا نیست لکن یک بودن ذات الهی و سه بودن تشخص. آیا این موضوع غیر منطقیست؟
مهماننواز: سه بودن تشخص یعنی چه؟
فیلیپ: یعنی اینکه در خدا سه طرفین نسبی وجود دارند. در زبانی دیگر ....
[به ادامه ی مطلب رجوع کنید]
